آرتینآرتین، تا این لحظه: 17 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

♪♫ عاشقانه های من برای دردانه ام ♫♪

نان بربری

  صبح پسر کوچولو اومد بالا سرم و صدام کرد .حدس بزنید چه طوری؟ لابد فکر می کنید صدام کرد ملیده . یا مامان ملی . یا ملی جون...   اگه اینطور فکر کردید کاملا در اشتباهید. پسرک اومد بالا سرم و قاطع و بلند فریاد زد مامان نون بابیی (بربری) ، اونم یکبار  نه چند بار !!!   ...
14 ارديبهشت 1390

صدا کن مرا

می خوام ارتین رو بخوابونم .کنارش دراز کشیدم تا بخوابه. ارتین شیطونی می کنه . از سر و کولم بالا میره و طبق معمول هر شب ،قبل از خواب هر انچه رو که بلده با صدای بلند با خودش تکرار می کنه .و امشب هم کلمات جدیدی که حرف خ رو دارند . خیاطی . شب خوش... خودم رو می زنم به خواب . چشمام رو می بندم .ارتین همچنان مشغول تمرین و تکراره . اینبار بلند بلند شروع می کنه یه لغت جدید ملیده !ملیده !ملیده ! می شنوم اما حواسم نیست . بلندتر میگه ملیده! مامان ملیده! مامان ملیده!... یک لحظه به خودم میام که داره اسم منو صدا می کنه ملیحه ! مامان ملیحه!! هیجانزده می پرسم چی گفتی؟ ملیحه؟ صورتش پر خنده میشه و بلندتر میگه ملیده ! ملیگه! ا...
13 ارديبهشت 1390

مادرانه3

پسرم یادت باشه به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی .  به آرامی آغاز به مردن می‌کنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند . به آرامی آغاز به مردن می‌کنی اگر برده‏ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی … اگر روزمرّگی را تغییر ندهی اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی . تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت ...
12 ارديبهشت 1390

بالاخره عروسی

  نشستم  و مشغول دوخت و دوزم . ارتین چند بار میاد از سر و کولم بالا میره و منو از پشت بغل می کنه . من حواسم نیست و مشغول کار خودم هستم. یکدفعه میاد خودش رو جا میده تو بغلم و دستش رو میاندازه دور گردنم و میگه مامان لیت طون !  متوجه نمی شم می پرسم چی؟ دوباره میگه: مامان لیت طون . لیت طون . ( ولش کن ) پسر کوچولوی نازم خسته شده و حوصله اش سر رفته از دست من که این روزا این همه کار دارم و کمتر باهاش بازی میکنم. پنج شنبه مراسم عقد دایی جون حسین  بود و اخر این ماه هم مراسم عروسی . انشائ اله خوشبخت بشند . حالا تو این فرصت کم کلی بدو بدو دارم و کلی خرید !!!       ...
11 ارديبهشت 1390

عکسای نوروز 90

  روز اول عید سفر به کاشان مشهد اردهال دوستان همسفر ارتین جون از راست به چب:غزل جون- ایلیاجون-علی جون غار نخجیر(نخجیر چال)   ...
3 ارديبهشت 1390

مادرانه

  گل قشنگم کتابی می خوندم به اسم نامه به کودکی که هرگز زاده نشد از اوریانا فالاچی ترجمه یغما گلرویی .کتاب خیلی قشنگیه و   دوسش دارم. یه حرفهایی رو مامان می خواست   وقتی بزرگتر شدی بهت بگه. دیدم تو این کتاب خیلی قشنگ نوشتش ، اینجا برات می گذارمش .                                                   کوچولو! سعی‌ کن‌ بفهمی‌ مَرد بودن‌ فقط‌ این‌ نیست‌ که‌ یه‌ دُم‌ جلوت‌ داش...
3 ارديبهشت 1390

اول اردیبهشت ماه جلالی

  اول اردیبهشت ماه جلالی بلبل گوینده بر منابر قضبان بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی همچو عرق بر عذار شاهد غضبان   دیروز اول اردیبهشت ماه بود روز بزرگداشت سعدی استاد سخن و ادب ایران زمین ...
2 ارديبهشت 1390