کتاب عکس
امروز پست ، بسته ای رو که منتظرش بودیم برامون اورد . کتاب عکس و تقویم امسال که سفارش چاپ داده بودیم . کارهای قشنگی شدن کلی ذوق کردم . از کتاب عکس خیلی خوشم اومد تصمیم دارم بقیه عکسات رو هم کتاب عکس کنم . تا حالا هر چی عکس از ارتین گرفتم به جز اون 3 تایی که رو شاسی چاپ کردم همه تو هارد هستند. حالا باید از اون همه عکس چند تا قشنگاش رو انتخاب کنم برا چاپ . خودش یه پروژه بزرگه که باید کلی وقت براش بذارم!
اینم تقویم و قسمتی از کتاب عکس
پی نوشت: الان با خودت مشغول صحبت کردن بودی منم گوش میدادم . شمرده شمرده با خودت گفتی : عاطبه ایندا بیشین لودا (عاطفه اینجا بشین لطفا ) .وای عسلم چطور می تونم نخورمت با این همه شیرینی . تقریبا این اولین جمله 4 کلمه ای بود که گفتی .چقدر خوشحالم ازین بابت . پسر کوچولوی من چقدر شادیهای من با تو بی اندازه است. انقدر شیرین و عزیزی که هر کار کوچیکت، من رو به شوق میاره .دوست دارم شیرین زبونم.


کتاب عکس 
