اولین تجربه چسب زخم
طفلی جوجه من امروز خودش رو زخمی کرد.تو اشپزخونه بودم که یدفعه فریاد زد مامان ،بیا ،دودوند (سوزوند)! اومدم دیدم موقع ورق زدن کتاب من ! انگشت شصت دست چپش رو کاغذ بریده.
طفلی جوجه من هر چند دقیقه با حالت گریه می گفت :آی آی ، مامان ، درد... من هم هر بار دستش رو بوسیدم و گفتم الان خوب می شه. بوسه مامان جادوییه.
دستش رو سه بار چسب زخم زدم .اما هر سه بار چسبش رو از دستش کند. چون یه چیز جدید و اضافه بود و خوشش نمی اومد . توضیحات من هم در باب فواید چسب زخم تاثیر نداشت !
دلم براش سوخت امروز پسر کوچولوی من کلی اذیت شد از ین بابت. اما خیلی با تحمل و مقاومه .اگه هر بچه دیگه ای بود عکس العمل شدیدتری نشون می داد.کلی گریه زاری و جیغ و داد می کرد.اما آقا آرتین من به همون آی آی ،مامان، درد اکتفا کرد.
پسر کوچولوی من نمی دونی که با هربار درد و ناراحتی تو، قلب مامان هم به درد میاد .عزیز کوچولوی من امیدوارم که همیشه سلامت باشی به دور از هر بلا واسیبی . پسر کوچولوی من سلامتی تو اولین ارزوی منه عزیزم .همیشه مواظب سلامتیت باش.
دوست دارم پسر شجاع و قوی من.


اولین تجربه چسب زخم 
